با یک آهنگ شروع شد

رویش ،آغاز زنده بودن ،طراوت در آغوش آب،حس ابدی غرق یک نیاز

گل و حضور سبز چشمانت در باغچه ،لبخند من،دو انگشت تا بند احساس نازک تو

رویشی آغاز گشت ،گیج گیج شده بودم ،غرق خون ،آمده بودی تا امتداد شکل گرفتن

آمده بودی تا دستان نازک ساقه ای شکننده را در باد رها کنیم

شب شد،باران گرفت بوی علف ها می آمد و من دو بند با احساس فاصله داشتم

غرق خون شد بوسه های بی دریغ من

و شمع را خودم فوت کردم تا سوختنش را به نظاره ننشینم