دره ی سرسبز و رودی در آن جاری آن بالا ایستاده ام و عظمت کوهستان را به نظاره نشسته ام مه رقیقی در هوا پراکنده شده است . سکوت اینجا معنی ندارد آب داد  می زند پرنده ها حرف می زنند و حشرات روی پوستت نقش ها ی قرمز می کشند اینجا باید ایستاد و یاد گرفت که چطور نقاش زیبای جهان با مهارت چشمهایمان را بسوی عظمتش سوق می دهد - بعد این دره خانه ای ست زیبا با پنجره هایی رو به رود و هیچ قفسی در این خانه نیست و هیچ قلابی را نیاویخته اند آنها از عظمت حرف می زنند و رود جریان دارد ،کوهها قد برافراشته اند و پرندگان قلب باد را می شکافند- اینجا سکوت معنا ندارد اینجا موج سراسر شادیست و زیبایی - اینجا کسی حق ندارد به ماهی های رود ،دست درازی کند یا با ولع آهویی را صید کند،همه چیز به دست طبیعت داده شده است و حکمران آن خداست و طبیعت یک وحشی زیباست. برگها را نوازش باید کرد .و غرق جریان رود شد یا از اون بالا شیرجه زد تو آب ،اینجا می شود دعا خواند - و با دم و بازدمی عمیق کرد .اینجا تو رویا نخواهی رفت چون یه دل سیر می شواد اینجا خدا را دید