رمضان

رمضان عشق است و زود گذشتن رمضان یاد کودکی هاست کودکی هایی که شور و شوقی داشت کودکی هایی که منتظر غروب افتاب بود تا با خرمای نخل های آشنا و چهره روحانی پدر افطار کنیم و بعد از آن صلاه مغرب و مسجد و هجوم کوچلوها در صفهای آخر نماز و تراویح که عشق می بارید و سرفه کودکانه

رمضان یادآور مهربانی های دیروز است یادآور سادگی و بی پیراستگی کودکان دیروز است راستی چند بار سعی کردی روزه بشی و بعد تا آخر راه نکشیدی و حسرتش رو خوردی چند بار روزه بودی و کودکی هایت ،معصومیتی بود در چهره ی آینه و ظرف شیر راستی گوشه لبهایت را پاک کن وقتی که لیوان دوغ را تا ته سر میکشیدی چه زود همه چیز می گذرد چه زود سفره بدون پدر می ماند راستی چند بار سر خاکش رفتی و براش فاتحه خوندی چند بار؟

رمضان بارش نور از آسمان الهی ست رمضان معنویتی ست وصف ناپذیر رمضان آرامشیست زیبا

راستی سحرها یادت نره حتما بیدار شی ، و داداش کوچولو که نه روزه می گرفت و سحرها به شوق بقیه بیدار می شد غذای گرم سحری چه خوردنها دارد و پدر که با ملایمت دست رو موهات می کشید و آرام صدایت میکرد : پاشو عزیزم فردا روزه میگیری گشنه ات میشه و تو خواب آلود با صورتی شسته همراه پدر و مادر و خواهر سر سفره مبارک سحری می نشستی و با دستهای کوچکت همراه پدر دعا می خواندی و امروز پدر نیست و توخوابت برد سحرها هم دیگه بیدار نمیشی

نماز روزه هاتون قبول

/ 0 نظر / 6 بازدید